کتاب «سجاد» نوشته فاطمه دولتی، تلاشی است برای شکستن تصویر محدود و رایجی که سالها از امام سجاد(ع) در اذهان عمومی ساخته شده است؛ تصویری که بیشتر او را با بیماری در روز عاشورا و صحیفه سجادیه میشناسد، در حالی که این امام همام بیش از سه دهه امامت را در یکی از پیچیدهترین و تاریکترین دورههای تاریخ اسلام به عهده داشته و با صبری شگفتانگیز، نهال از ریشه درآمده تشیع را دوباره جان بخشیده است.
شکستن کلیشهها؛ چرا امام سجاد(ع) را فقط با عاشورا میشناسیم؟
فاطمه دولتی، نویسنده کتاب «سجاد»، در گفتوگو با خبرگزاری مهر، از انگیزه خود برای نگارش این اثر میگوید: «روزی که تصمیم گرفتم درباره امام چهارم پژوهش کنم، هیچ تصویری از سالهای امامت حضرت نداشتم. هرگز به این سوال که امام سجاد(ع) چند سال امامت کرده و بعد از عاشورا چه نقشی داشتهاند، فکر نکرده بودم. متاسفانه ما همواره با گفتن “در واقعه کربلا، امام چهارم به خواست خدا بیمار بود” تصویری غالب از ایشان ساختهایم؛ تصویری از یک امام رنجور و زردرخ! در صورتی که امام ۳۴ یا ۳۵ سال امامت کردند و در هیچ روایت دیگری به جز روایت کربلا، نشانهای از بیماری حضرت نمیبینیم.»
دوران طلایی امامت؛ از باغبانی تشیع تا جهاد فرهنگی

نویسنده «سجاد» با اشاره به اینکه دوره امامت امام سجاد(ع) در آثار داستانی کمتر دیده شده است، میگوید: «ما برای شناخت سیره هر معصومی، باید زمانه امام پیش و پس از او را بررسی کنیم. از آنجایی که لحظات پایانی زندگی امام حسین(ع) بسیار باشکوه است و بعد از عاشورا در ظاهر اتفاق خاصی رخ نمیدهد، این دوره مورد بیمهری قرار گرفته است. درحالیکه به تلخی و محنت سالهای اولیه امامت امام سجاد(ع) در تمام دویست و اندی سال زندگی ائمه نداشتهایم. دوران جهاد و باغبانی! یک مبارزه به تمام معنا! او نهال از ریشه درآمده تشیع را به باغستانی پربار تبدیل کرد.»
از پژوهش دو ساله تا داستانکهایی که زندگی امام را روایت میکنند
دولتی که بیش از دو سال و نیم برای پژوهش این کتاب زمان صرف کرده و نزدیک به هزار فیش تحقیق نوشته است، درباره تغییر نگاه خود پس از این پژوهش میگوید: «پیش از پژوهش و نگارش، امام سجاد(ع) در ذهنم با لقب “امام بیمار” مترادف بود و بعد از پژوهش، هر بار که نام ایشان را میشنوم، لقب “باغبان” را کنار اسمشان مینشانم. چرا باغبان؟ چون بعد از شهادت اباعبدالله، ترس بر مردم فائق شد. عدهای از خوف جان دست از دین کشیدند، عدهای به طمع پول و قدرت چشم روی حقیقت بستند و عدهای هم رفتند سمت فحشا. مردم نماز خواندن به شیوه درست را هم بلد نبودند و امام سجاد(ع) این نهال از ریشه درآمده را به باغستان تبدیل کرد.»
کیاست و نبوغ؛ الگویی ملموس برای نسل جوان
نویسنده «سجاد» با تأکید بر اینکه کیاست امام سجاد(ع) میتواند بیش از همه با دغدغههای امروز جوانان ارتباط برقرار کند، میگوید: «جوان امروز از دیدن نبوغ لذت میبرد. آدم زرنگ و رند را دوست دارد؛ آدمی که در عین سر خم نکردن جلوی احدی، دست از هدفش برنمیدارد. امام سجاد(ع) چنین امامی است. او هوشمندی خود را به محبت گره میزد و چنان دوست و دشمن را شیفته خود میکرد که بیا و ببین.»
مظلومیت در سایه عاشورا؛ ضرورت خلق آثار هنری فاخر
دولتی در پاسخ به این سوال که چرا دوران پس از عاشورا و نقش امام سجاد(ع) در آثار داستانی کمتر دیده میشود، گفت: «امام چهارم ما مظلوم است. دوران تولد ایشان زیر سایه مناسبت نیمه شعبان قرار دارد و دوران شهادتشان در محرم است که همه از اباعبدالله حرف میزنند. در مظلومیت ایشان همین بس که در دهه اول محرم، گاهی حتی نامی از ایشان برده نمیشود. اگر هنرمندان دست به خلق آثار خوبی مانند “نامیرا” یا “پس از بیست سال” بزنند، مردم هم اقبال بیشتری برای شناخت حضرت پیدا میکنند.»
یک روایت و یک پیام؛ داستان مالدار فقیر و مواجهه با عبدالملک مروان
نویسنده «سجاد» درباره انتخاب یک روایت از کتاب برای مخاطبی که هیچ شناختی از امام سجاد(ع) ندارد، میگوید: «داستانهای کتاب کوتاه و سادهاند و میتواند کتابی بالینی باشد که کنار سجاده بگذاری و هر شب چند داستانش را بخوانی. من روایت “مالدارِ فقیر”؛ داستان مواجهه امام چهارم و عبدالملک مروان را انتخاب میکنم. به نظرم همین یک روایت به روشنی منش و رویه امام سجاد(ع) را مشخص میکند. دوست دارم مخاطب بعد از بستن “سجاد” بداند امام چهارم ما نه تنها گوشهنشین نبود، بلکه یک مبارز قهرمان و خستگیناپذیر بود که هیچکس را از در خانهاش رد نمیکرد.»



























Leave a Reply