آیین رونمایی از کتاب «مادر عراقی من» با حضور اکبر خوردچشم، نویسنده اثر، و علیالله سلیمی، منتقد ادبی، در سکوی خیال باغ کتاب برگزار شد. نویسنده در این نشست تأکید کرد که هر رمان باید از دل یک سوال یا چند سوال بنیادین شکل بگیرد و هرچه آن سوال چالشبرانگیزتر باشد، اثر جذابتر خواهد شد.
«مادر عراقی من»؛ روایتی از شهدای غریب دوران اسارت و پیوند عاطفی فراتر از مرزها
علیالله سلیمی، منتقد ادبی، در این نشست ضمن قدردانی از برگزارکنندگان و دستاندرکاران انتشار کتاب، گفت: خوشحالم که بار دیگر کتاب بهانهای شده تا درباره کتاب، ادبیات و موضوع مهم شهدای غریب دوران اسارت صحبت کنیم. در شرایط فعلی بازار نشر، انتشار کتاب کار سادهای نیست و جا دارد از نشر شاهد بابت انتشار این اثر تشکر کنم. سلیمی با اشاره به جایگاه موضوعی رمان «مادر عراقی من» افزود: اگر بخواهیم این اثر را طبقهبندی کنیم، باید آن را در زیرشاخه ادبیات مقاومت و بهطور مشخص در حوزه ادبیات اسارت قرار دهیم. پیش از دوران دفاع مقدس از اصطلاح ادبیات زندان استفاده میشد، اما بعد از جنگ، ادبیات آزادگان و اسارت جای آن را گرفت.

این منتقد ادبی تأکید کرد که در این اثر به شهدای غریب دوران اسارت پرداخته شده است: کسانی که در همان اردوگاهها و در غربت به شهادت رسیدند و حتی بسیاری از خانوادههایشان از سرنوشت آنها اطلاعی نداشتند. رمان تلاش میکند فراتر از مرزبندیهای جغرافیایی حرکت کند. قصه درباره اسیری ایرانی است که در دوران اسارت، با یک مادر عراقی پیوند عاطفی برقرار میکند؛ مادری که او را فرزند خود خطاب میکند. این مسئله برای مخاطب تلنگری است که گاهی مرزهای سیاسی میان ملتها فاصله میاندازد، اما پیوندهای عاطفی و انسانی همچنان پابرجا میمانند.
شهرگردانی اسرا در داستان؛ یادآور وقایع پس از عاشورا
سلیمی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله «شهرگردانی اسرا» در داستان اشاره کرد و آن را یکی از محورهای مهم روایت دانست: در داستان، عراقیها اسرا را سوار خودرو میکنند و در شهرها میگردانند تا فتوحات خود را به مردم نشان دهند و اسرا را تحقیر کنند. این بخش از داستان یادآور وقایع پس از عاشوراست که اسرا را از شهری به شهر دیگر میبردند. در یکی از همین شهرگردانیها، مادر عراقی با دیدن اسیر ایرانی او را فرزند خود خطاب میکند و همین اتفاق ذهن راوی را تا پایان داستان درگیر میکند. راوی میگوید که از شهرگردانی متنفر بوده، اما امیدوار بوده بار دیگر آن مادر عراقی را ببیند.
این کارشناس ادبی در ادامه به جنبههای فنی و ساختاری اثر پرداخت و اظهار داشت: داستان در مرز میان خاطره و رمان حرکت میکند. لحن اثر بسیار نزدیک به خاطرهگویی است و نویسنده بیشتر به دنبال انتقال روایت بوده است تا پرداخت جزئیات و لایههای درونی شخصیتها. به نظر میرسد نویسنده عامدانه زبان ساده و روایت روان را انتخاب کرده تا مخاطبان گستردهتری بتوانند با اثر ارتباط برقرار کنند.
روایت خاطره یک آزاده؛ از نگاه مادرانه تا تبدیل شدن به رمان
اکبر خوردچشم، نویسنده کتاب، در ادامه نشست گفت: هر اثر ادبی و هر رمان باید از دل یک سؤال یا چند سؤال شکل بگیرد. دو سؤال همیشه ذهن من را درگیر کرده بود؛ اول اینکه چرا امروز مردم ایران و عراق تا این اندازه به هم نزدیک شدهاند، در حالی که هشت سال با یکدیگر جنگیدند؟ سؤال دوم این بود که آیا تمام اردوگاههای اسارت همانطور بودند که در برخی روایتها میشنویم؟ در تحقیقاتم متوجه شدم که بسیاری از اردوگاهها شرایط بسیار سخت و خشنی داشتند؛ حتی اردوگاههایی که ثبت رسمی نشده بودند و فرماندهان آنها رفتارهای غیرانسانی با اسرا داشتند.
خوردچشم درباره ایده اصلی داستان گفت: اصل این قصه برگرفته از خاطره یکی از آزادگان است. او تعریف میکرد که در یکی از شهرگردانیها، زنی عراقی با نگاه مادرانه به او نگاه کرده و همین نگاه سالها در ذهنش مانده بود. او میگفت هر بار که در اردوگاه شکنجه میشدم، یاد آن زن میافتادم و آرام میشدم. من این خاطره را تبدیل به رمان کردم. در داستان، اسیر ایرانی نیز مادری را در کودکی از دست داده و همین مسئله باعث میشود میان او و آن زن عراقی نوعی پیوند احساسی شکل بگیرد.
لزوم روایت لایههای انسانی جنگ برای نسل جوان
نویسنده «مادر عراقی من» در بخش دیگری از سخنان خود به دغدغههای نسل جدید اشاره کرد و گفت: نسل جوان امروز دیگر صرفاً روایتهای شعاری را نمیپذیرد. آنها میخواهند بدانند چرا یک رزمنده خود را روی مین انداخت یا چرا مادری پس از شهادت فرزندش همچنان احساس افتخار میکرد. نسل امروز به دنبال لایههای درونی و انسانی جنگ است. هشت سال دفاع مقدس و حتی جنگ دوازدهروزه اخیر، سرشار از قصهها و روایتهای ناگفته است. همانطور که هنوز پس از دههها درباره جنگ جهانی دوم رمان نوشته میشود، ما نیز میتوانیم سالها درباره دفاع مقدس و انسانهای آن بنویسیم.
خوردچشم در پایان تأکید کرد: باید این روایتها ثبت شوند تا نسلهای آینده بدانند در این سالها چه اتفاقهایی افتاده و چه حماسههایی خلق شده است. همانطور که شاهنامه پس از هزار سال باقی مانده، ادبیات دفاع مقدس هم میتواند به یادگار فرهنگی ماندگاری برای آیندگان تبدیل شود.



























Leave a Reply