مجله خبری فرهنگ و کتاب ( بوکی )

روزنگار فرهنگ و کتاب

معمای کنسرت‌های موسیقی در ایران؛ برگزاری یا عدم برگزاری مسئله این است؟

برگزاری کنسرت، عادی‌سازی نیست هنرمند با ساز و آوازش انتقاد کند

در شرایطی که جامعه ایران با انبوهی از مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، پرسش از چیستی و چرایی برگزاری کنسرت‌های موسیقی به یکی از موضوعات داغ و بحث‌برانگیز تبدیل شده است. موافقان، موسیقی را اکسیر التیام‌بخش زخم‌های اجتماعی می‌دانند و مخالفان، برگزاری کنسرت را در این شرایط نوعی بی‌توجهی به اولویت‌های اصلی جامعه و مصداق عادی‌سازی قلمداد می‌کنند. در این میان، یک پژوهشگر و استاد دانشگاه تأکید می‌کند که برگزاری کنسرت عادی‌سازی نیست و هنرمند می‌تواند با ساز و آواز خود، زبان انتقاد و اعتراض باشد.

برگزاری کنسرت، عادی‌سازی نیست هنرمند با ساز و آوازش انتقاد کند
برگزاری کنسرت، عادی‌سازی نیست هنرمند با ساز و آوازش انتقاد کند

موافقان و مخالفان برگزاری کنسرت؛ دو سوی یک میدان

جامعه ایران در یکی از پرچالش‌ترین دوران خود به سر می‌برد. مواجهه با انبوهی از مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سایه رویدادهای متعدد، فضایی دوقطبی ایجاد کرده که در آن کمتر جایی برای دیدگاه‌های میانه و خاکستری باقی مانده است. در چنین شرایطی، بحث بر سر برگزاری کنسرت‌های موسیقی نیز به یکی از موضوعات داغ تبدیل شده است.

موافقان برگزاری کنسرت معتقدند هنر و به‌طور خاص موسیقی، نقشی حیاتی در التیام‌بخشی به روحیه جمعی دارد. از نگاه آنها، در شرایطی که مردم با فشارهای اقتصادی و اخبار ناگوار مواجه‌اند، برگزاری یک کنسرت می‌تواند نفس‌گاهی برای فراموشی موقت دغدغه‌ها و تجدید قوا باشد. همچنین از منظر صنفی، بسیاری از فعالان حوزه موسیقی از نوازندگان و عوامل فنی تا کارکنان سالن‌های اجرا، تنها راه امرار معاش خود را در برگزاری کنسرت‌ها می‌بینند.

در سوی دیگر، مخالفان برگزاری کنسرت با منطقی متفاوت وارد میدان می‌شوند. نقد اصلی آنان نه متوجه اصل هنر، که متوجه «اولویت‌بندی» در شرایط بحرانی است. از منظر آنها، وقتی بخش بزرگی از جامعه با مشکلات اساسی معیشتی مانند گرانی، بیکاری و قطعی برق دست‌به‌گریبان است و بسیاری عزادار از دست دادن عزیزانشان هستند، پرداختن به موضوعاتی چون کنسرت، نوعی انحراف از مسائل اصلی و پناه بردن به حاشیه است.

برگزاری کنسرت به معنای عادی‌سازی نیست

رضا مهدوی، مدرس و پژوهشگر عرصه موسیقی که سال‌ها در سمت‌های مدیریتی و کارشناسی این حوزه فعالیت داشته، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر به تحلیل این موضوع پرداخته است. وی با اشاره به اینکه کشور ایران همواره آبستن حوادث مختلف بوده، می‌گوید: «اگر قرار باشد همه مسائل ناگوار سر موسیقی خراب شود، واقعاً با مشکلات زیادی مواجه می‌شویم. اکنون در حوزه اجرای آثار موسیقایی به سبب شرایط پیش‌آمده وارد چالش جدی شده‌ایم که معیشت هنرمندان و فعالان این عرصه را به خطر انداخته است.»

مهدوی با اشاره به ادامه فعالیت سایر صنوف تأکید می‌کند: «همه مردم می‌بینند که آرایشگاه‌های زنانه و مردانه کار می‌کنند، کافه‌ها و رستوران‌ها مشغول خدمت‌رسانی هستند، مغازه‌ها و دیگر صنوف هم به هر ترتیب مشغول کارند، اما وقتی هنرمندی تصمیم به اجرای زنده می‌گیرد در معرض بدترین الفاظ قرار می‌گیرد و باید از معیشت خودش محروم بماند.»

وی با قاطعیت بیان می‌کند: «جامعه ایران و ایرانی سوگوار همه شهدا و جانباختگان حوادث اخیر است، اما به اعتقاد من ورود به ماجرای برگزاری اجراهای زنده موسیقایی به معنای عادی‌سازی نیست. هنرمندان اگر اعتراض و انتقادی هم دارند، می‌توانند بیایند و روی صحنه با ساز و موسیقی‌شان انتقاد خود را مطرح کنند. تعطیلی چاره کار نیست.»

مسئولیت اجتماعی هنر و هنرمند در شرایط بحرانی

آنچه در این میان اهمیت دارد، یافتن زبانی مشترک میان نیازهای مادی و معنوی جامعه است؛ زبانی که نه اولویت‌های حیاتی مردم را نادیده بگیرد و نه تشنگان هنر را از چشمه جوشان زندگی محروم کند. به نظر می‌رسد پرسش از امکان یا امتناع برگزاری کنسرت در شرایط کنونی، پاسخی یک‌سویه ندارد.

برگزاری کنسرت‌ها، حداقل در اشکال مرسوم در ایران همچنان امکان‌پذیر است. با این حال، مشروعیت و مطلوبیت اجتماعی آن به شدت وابسته به «بستر» و «چگونگی» برگزاری است. برگزاری یک کنسرت لاکچری با بلیت‌های چندمیلیونی در شرایط رکود اقتصادی، قطعاً با برگزاری یک رویداد مردمی و کم‌هزینه، تفاوت ماهوی دارد.

راه میانه شاید در توجه به مسئولیت اجتماعی هنر و هنرمند نهفته باشد. کنسرتی می‌تواند در شرایط دشوار، توجیه‌پذیر و حتی غنیمت باشد که به التیام روح جمعی کمک کند، نه آنکه با شکاف طبقاتی و بی‌توجهی به دغدغه‌های مردم، خود به نماد نابرابری تبدیل شود.

چالش‌های ساختاری پیش روی برگزاری کنسرت

در میانه این کشمکش‌ها، نهادهای حاکمیتی و به‌طور مشخص وزارت ارشاد، نقش تنظیم‌کننده را بر عهده دارند. تجربه نشان داده که روند صدور مجوزها و نحوه تعامل نهادهای مختلف با مقوله کنسرت، همواره محل بحث بوده است. در سال‌های گذشته، گاهی اختلاف میان نهادهایی مانند نیروی انتظامی و وزارت ارشاد بر سر صدور مجوز، به لغو کنسرت‌ها در لحظات آخر منجر می‌شد که خود نارضایتی مضاعفی را به دنبال داشت.

مهدوی در این زمینه می‌گوید: «اصلاح و تسهیل شرایط ممیزی و نظارت در موسیقی یکی از مهم‌ترین نکاتی است که در این بزنگاه تاریخی باید روی آن تمرکز دوباره‌ای داشت. اگر شرایط فرهنگی و ساختار اداری کشور بیشتر به نفع موسیقی باشد، می‌توانیم شاهد شرایط بهتری باشیم.»

وی بر ضرورت بهره‌مندی وزارت ارشاد از یک تیم مشاوره قوی و متخصص، بازخوانی نظر همه اهالی موسیقی از طیف‌های فکری مختلف بر اساس اسناد بالادستی، و پرهیز از مشاوره در پشت درهای بسته تأکید می‌کند.

جمع‌بندی؛ ضرورت بازتعریف نقش موسیقی در جامعه

آنچه از مجموع دیدگاه‌ها برمی‌آید، ضرورت نگاهی چندوجهی به مقوله برگزاری کنسرت در شرایط کنونی است. نمی‌توان با تغافل از مشکلات جامعه، پای بر صحنه هنر نهاد و نیز نمی‌توان با نادیده گرفتن عطش معنوی و هنری مردم، همه رویدادهای فرهنگی را تعطیل کرد.

موسیقی در فرهنگ ایرانی همواره نقشی فراتر از سرگرمی داشته و به مثابه آیینه‌ای برای بازتاب حال وهوای اجتماعی عمل کرده است. شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن باشیم که هنرمندان با ساز و آواز خود، نه فقط سرگرم‌کننده، که همراه و همدل مردم در فراز و نشیب‌های زندگی باشند. این همراهی، خود می‌تواند به التیام زخم‌های جمعی کمک کند و پلی باشد میان آنچه هست و آنچه باید باشد.

مجله خبری فرهنگ و کتاب (بوکی)

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *